السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

51

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

خداست . خوار است هر صاحب عزّتى از جهت سطوت خدا و كوچك است هر بزرگى نزد بزرگى خدا ، و فروتنى نموده هر متكبرى نزد پادشاهى خدا و طلب پشتى مىكنم و مطالبهء حمايت مىنمايم بر هر دشمنى كه باشد از براى من به دوستى خدا . دفع نمودم و طعن زدم در گودى گردن هر دشمنىكننده . بر خدا [ بر من به خداى ] زدم و قرار دادم به اذن خدا ما بين خود و ميان هر بازگذاشته شده در نعمتهاى دنيوى كه صاحب شدّت باشد و هر بسيار جبركنندهء صاحب تكبّرى و هر صاحب تسلّطى كه صاحب قدرت باشد و هر والى صاحب امارتى و هر صاحب تهيه‌اى كه صاحب تكبّر باشد و هر عنادكنندهء صاحب كينه‌اى و هر دشمن صاحب حيله و هر رشك برندهء صاحب قوّتى و هر مكركنندهء صاحب خدعه‌اى و هر شخصى كه مدد نمايد يا مدد كرده شود بر ضرر بر من به سبب سختى گمراه‌كننده يا سعى در كارى رباينده يا به سبب حيلهء آزار رساننده يا شرّ و فسادى هلاك‌كننده يا هر طغيان‌كنندهء صاحب بزرگى يا به عجب آورندهء صاحب تكبّرى بر هر سبب كه باشد و به هر راهى كه بوده باشد ، پس اخذ نمودم « 1 » از براى نفس خود و مالم پرده‌اى و مانعى نزد ايشان به چيزى كه نازل ساخته‌اى تو از كتاب خود « 2 » و محكم گردانيده‌اى تو از وحى خود كه آورده نمىشود سوره‌اى از مانند آن « 3 » و اين كتاب حكم‌كننده‌اى است « 4 » عادل و كتابى است كه وارد نمىشود او را باطل‌كننده‌اى از پيش روى او و نه از عقب سر او ، نازل گرديده از نزد داناى حمد كرده شده . خداوندا رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد و بگردان سپاس مرا از براى تو و درود مرا بر تو در رهايى « 5 » و در بلا و در سختى و در آسانى هميشگى كه منقطع نشود « 6 » و بر طرف نگردد اعتماد نموده‌ام بر زنده‌اى كه نمىميرد بار خدايا به تو پناه مىبرم و به سبب تو جرأت و حمله مىنمايم يعنى بر دشمنان و ترا عبادت مىكنم و از تو طلب مددكارى مىنمايم و بر تو اعتماد مىكنم و دفع مىنمايم و طعن

--> ( 1 ) فأخذت عطف است بر ضربت . حاصل معنى آن كه قرار دادم پس اخذ نمودم ميان خود و ميان اين جماعت اشرار حاجبى و مانعى به سبب چيزى كه نازل ساخته‌اى تو آن را از كتاب خود . و اللَّه يعلم ( 2 ) مراد از كتاب قرآن است . ( 3 ) يعنى مقدور هيچ كس نيست كه مثل يك سوره از سوره‌هاى آن ايراد نمايد در فصاحت و بلاغت و ساير مراتب اعجاز . ( 4 ) حكم و عدل مصدرند كه مجازا به معنى فاعلند ، يعنى قرآن حكم‌كننده و صاحب عدل است و ممكن است كه به معنى خود باشد يعنى قرآن آن قدر حاكم و عادل است كه گويا از باب مبالغهء بسيار نفس حكم و عدل گشته . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى در زمان صحّت و سلامتى از جميع امراض و بلاها و در وقت مبتلا بودن به بليّه‌ها و آفتها و مرضها ، يعنى در همهء احوال . و اللَّه يعلم ( 6 ) يعنى بگردان حمد و ثناى مرا دائمى و هميشگى كه منقرض و منقطع نشود ، يعنى نهايتى و آخرى نداشته باشد .